آیا خدا وجود دارد؟ این پرسشی بنیادی است، پرسشی که بیشتر ما در زندگی خویش آن را با خود در میان نهاده ایم. پاسخی که هر کدام از ما به این پرسش می دهیم نه تنها بر نحوه کردارمان اثر می گذارد، بلکه چگونگی درک و تفسیرمان از جهان هستی، و پیش بینی درباره آینده را هم تحت تأثیر قرار می دهد.
فلاسفه براهین بسیار و گوناگونی به منظور اثبات وجود خداوند اقامه کرده اند که به طور خلاصه آنها را بررسی میکنیم.
برهان نظم
یکی از رایج ترین براهین اثبات وجود خدا «برهان نظم» نام دارد که گاهی آن را به عنوان «برهان غایت شناسی» برگرفته از واژه یونانی «telos» به معنای غایت یا مقصود می شناسند. تقریر این برهان چنین است: اگر در جهان طبیعت به پیرامون خویش نظر بیندازیم، لاجرم متوجه می شویم که چگونه هر چیزی در آن با عملکرد خود وفاق و مناسبت دارد. هر چیزی گواهی می دهد که از سر تدبیر طراحی شده است. به طور مثال، اگر چشم انسان را بررسی کنیم، می بینیم که تا چه پایه همه اجزای کوچک آن با هم جفت و جور شده اند و سازگارند، به طوری که یکایک اجزا به طرزی مقرون به ظرافت، مناسب کاری هستند که علی الظاهر چشم برای آن آفریده شده است، یعنی مناسب دیدن اند.
پیچیدگی و کارایی موجودات عالم نظیر چشم لزوما گواه آن است که خداوند آن ها را مدبرانه طراحی کرده و نظم بخشیده است. و الا چه طور ممکن بود این طور که هستند باشند؟
آن هایی که برهان نظم را تصدیق می کنند به ما می گویند که به هر جا نظر می اندازیم، علی الخصوص به عالم طبیعت، درختان صخره ها، حیات وحش، ستارگان یا هر چیز دیگر دلیلی بر وجود خدا پیدا می کنیم.
اصل انسان نگر
مطابق این رأی احتمال اینکه جهان موجد بقا و پیدایش و تکامل آدمی شده باشد به قدری ناچیز است که مجازیم نتیجه بگیریم که جهان آفریده معماری الهی است. از این منظر این واقعیت که آدمیان پیدایش و تکامل یافته اند و باقی مانده اند برهانی است که وجود خداوند را برای ما ثابت می کند.
خدا باید اوضاع و احوال مادی را در جهان ما هدایت و آنها را به دقت تنظیم کرده باشد تا امکان پیدایش و تکامل دقیقا این شکل از حیات فراهم آمده باشد.
برهان علت اول
تقریر این برهان چنین است که هر چیزی علی الاطلاق معلول علتی است سابق بر آن: هیچ چیز بی علت از کتم عدم پیدا نیامده است. از آنجا که می دانیم جهان وجود دارد، می توانیم با اطمینان خاطر این معنا را مسلم بگیریم که تمامت سلسله علت ها و معلول ها منجر به وجود جهانی شده است که اکنون شاهد آنیم.
اگر این سلسله را تا منشأ آن پی بگیریم به علتی اصلی و مقدم می رسیم که همان علت اول است. آن طور که برهان علت اول به ما می گوید این علت اول خداوند است.
برهان وجودی
بر وفق برهان وجودی، خداوند به عنوان کامل ترین موجود قابل تصور تعریف می شود یا بنا بر مشهور ترین صورت این برهان به عنوان«موجودی که برتر از آن را نتوان تصور کرد».
فرض میشود که یکی از از ابعاد این کمال یا برتری، وجود است. موجودی کامل اگر وجود نداشته باشد، کامل نخواهد بود. در نتیجه فرض میشود که از تعریف خدا لازم می آید که او حکم به ضرورت وجود داشته باشد درست به همان وجه که از تعریف مثلث لازم می آید که مجموع زوایای داخلی آن ۱۸۰ درجه باشد.
مسئله شر
شر در جهان وجود دارد. این چیزی نیست که بتوان جدا انکارش کرد. مانند شر اخلاقی یا سنگدلی شری که در آن آدمی، آدمی را به هر دلیلی گرفتار درد و رنج می کند. نوع دیگری از شر نیز وجود دارد که به آن شر طبیعی نام داده اند مانند زمین لرزه، بیماری، قطحی و…
خدایی که خیر مطلق است طبعاً اراده نمیکند که شر به وجود آید ولی رخداد شر همچنان به قوت خود باقی است. مسئله شر بسیاری را به آنجا رهنمود شده است که وجود خدا را به طور کلی منکر شوند.
شر طبیعی علل و اسباب طبیعی دارد اگر چه ممکن است به واسطه بی کفایتی یا بی احتیاطی آدمی وخیم تر شود. شاید برای توصیف این نوع پدیده های طبیعی، که موجبات درد و رنج آدمی را مهیا میکنند، واژه شر مناسب ترین واژه نباشد زیرا معمولا آن را در اشاره به سنگدلی آگاهانه به کار می برند. با این حال خواه چیز هایی نظیر بیماری و بلای طبیعی را سر طبیعی بنامیم خواه واژه دیگری برای آنها اتخاذ کنیم قدر مسلم این است که اگر بناست اعتقاد خود را به خدایی خیر خواه محفوظ بداریم لازم است توجیهی برای وجود آن ها دست و پا کنیم. برای مسئله شر راه حل هایی وجود دارد که خدا باوران ارائه کرده اند که سه تا از آنها را بررسی میکنیم.
پارسایی
اگر چه شر در عالم بی گمان امری نیک و دلپسند نیست، این پدیده دلیل موجهی دارد و آن این که منجر به خیر اخلاقی عظیم تری میشود. به طور مثال بدون وجود فقر و بیماری، دستگیری از نیازمندان صورت نمیگرفت. بدون وجود جنگ قهرمانی وجود نداشت. شر این امکان را مهیا میکند که این قسم خیر بزرگ تر ادعا شده بر رنج آدمی بچربد.
تمثیل هنری
بعضی مدعی شده اند که میان جهان و اثر هنری شباهتی هست. هارمونی کلی در قطعه ای موسیقی معمولاً مستلزم ناهمخوانی هایی است که متعاقباً برطرف می شود. تابلوی نقاشی معمولا علاوه بر رنگ های روشن تر سطوح بزرگی با رنگ های تیره دارد. به همین وجه، مطابق این استدلال، شر در هماهنگی یا زیبایی کلی عالم دست دارد.
دفاع مبتنی بر اختیار
به مراتب مهم ترین اهتمامی که در راه حل مسئله شر صورت بسته، «دفاع مبتنی بر اختیار است». دعوی این است که خداوند به آدمی اختیار بخشیده؛ یعنی به او این قابلیت را عطا کرده که خودش تصمیم بگیرد چه ها کند و چه ها نکند. اگر آزادی اراده نداشتیم، موجودی می شدیم مثل روبات یا آدم آهنی که از خود هیچ حق انتخابی ندارد.
برهان مبتنی بر معجزات
معجزه یک رخداد خارق العاده است که:
خلاف جریان طبیعی و عادی جهان رخ میدهد.
با قوانین شناخته شده طبیعت سازگار نیست.
توسط فردی مدعی پیامبری یا نمایندگی از سوی خدا انجام میشود.
همراه با تحدی(به چالش کشیدن) است؛ یعنی می گوید اگر می توانید مشابه آن را بیاورید ولی کسی قادر به مقابله نیست.
همان طور که گفتم برخی پدیده ها وجود دارند که با علل طبیعی قابل توضیح نیست مثل معجزات. تنها تبیین معقول و کافی برای این پدیده ها دخالت ی وجود ماورایی و قادر مطلق است.
چنین موجودی وجود دارد و آن قادر مطلق یعنی خدای بزرگ است.
دیدگاهتان را بنویسید