ESC را فشار دهید تا بسته شود

از فورجه تا فاجعه فقط یک استکان نسکافه فاصله ست!

بخش اول امتحانات

این قسمت: از فورجه تا فاجعه، فقط یه استکان نسکافه فاصله ست!
بزارید اول با این سوال شروع کنیم که اصلا فورجه چیه؟
فورجه یعنی چند روز طلایی، بین آخرین کلاس و اولین امتحان، که دانشگاه با لبخندی شیطانی میگه: «خب دیگه، خودت بخون!»
و تو، موجودی شریف و خسته ولی پُر از امید، یک نفس عمیق میکشی و زمزمه میکنی: «از فردا… جدی میخونم!»
فورجه یعنی با یه انرژی مضاعف بیدار شی، جزوه رو بذاری جلوت، ولی قبلش یه نگاهی به تلگرام، یه سر به اینستاگرام و یه سر به گروه کلاس بزنی، بعد یهو ساعت بشه ۱۱:۴۳ و تو هنوز دنبال موزیکِ مناسب برای شروع خواندن باشی.
جزوه جلوته ولی ناخودآگاه میری سراغ تمیز کردن کمدی که ۴ ترم ازش فرار میکردی. یدفعه میگی: «بی‌خیال، وقتی اتاق نامرتبه مغز هم کار نمیکنه دیگه!»
البته برنامه‌ریزی هم داری:
ساعت ۸ صبح: بیدار شدن
۸ تا ۱۰: مرور کامل جزوه
۱۰ تا ۱۲: خلاصه‌نویسی
بعد ناهار و نماز و یه چُرت کوتاه
عصر: تست
شب: جمع‌بندی
نصف شب: خواب عمیق برای تمرکز فردا ولی چیزی که در واقع اتفاق می‌افته: بیدار شدن توی ساعت ۱۲:۳۶!
دیدن یه پیام تو گروه: «هیچ‌کس نخونده!»
رفتن تو اینستا با استوری: «از امروز فقط درس!»
نشستن پای لپ‌تاپ برای «شروع درس خوندن» ولی دیدن ۳ تا مستند درباره‌ی «زندگی در مریخ» یا تماشای تمام فصل های سریال های محبوب!
شب: افسردگی ملایم با حسرتی هنری
این وسط، فورجه همه چیز می‌تونه باشه جز «وقتی برای درس خواندن».
یعنی درد معده‌ی مشکوک دقیقاً موقع باز کردن جزوه. یعنی حس عرفانی موقع نگاه کردن به سقف: «اصلاً نمره یعنی چی؟ مگه شاخص انسانیت نمره‌ست؟ چرا ما باید اندازه‌گیری بشیم؟ چرا من معلم شدم؟ چرا هنوز دارم درس می‌خونم؟»
فورجه اون جاییه که تصمیم میگیری بری به کتابخانه، شاید انگیزه بگیری، اما میرسی و میبینی همه فقط اومدن اند که عکس بگیرند تا استوری امروزشون جور بشه!
و سرانجام، شب قبل امتحان، همه‌ی فلسفه‌ها کنار میره… چشم‌هات قرمزه، دلت درد می‌کنه، خوابت هم میاد و یه صدای الهام بخش توی دلت میگه:«فقط پــــــــاس شم… همین!» تو اون لحظه، فورجه تبدیل میشه به یک فیلم آخرالزمانی. قهوه، موسیقی، نور کم، و یه چهره‌ی ناامید که وسط جزوه داره دنبال سوالات احتمالی میگرده.
حالا نتیجه‌گیری اخلاقی چیه؟
هیچی! فقط بدون که اگه تونستی توی فورجه یه صفحه واقعی هم بخونی، تو فوق‌العاده ای. و اگه نخوندی، باز هم قدر خودتو بدون چون تو هم یکی از ما هستی، یکی از همین دانشجوهای مظلوم فرهنگیان که به امید استاد مهربون، هر ترم یه حماسه‌ی تازه می‌نویسه! «این است شرح غم‌انگیز فورجه‌ی یک فرهنگی»
ادامه دارد…

نازنین قاسمی

دانشجوی کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه

دیدگاه ها (30)

  • Nazanin Ghasemiمی گوید:

    12 خرداد 1404 در 11:15

    نه عزیزم اشتباه نکن، این فقط فورجست
    ایام اصلی امتحانا مونده هنوز🫠😊
    اصل مطلب بمونه برای همون موقع

  • زینبمی گوید:

    12 خرداد 1404 در 12:31

    چقدر قشنگ وضع فعلی منو توصیف کردین نازنین جان🥲💔
    خداییش فورجه بیشتر از وقت درس خوندن وقت استراحت بعد از گذراندن یه ترم پر از کار عملیه🫠

    • نازنین قاسمیمی گوید:

      12 خرداد 1404 در 13:30

      آفرین مانیا گفتی، جدای از اون این همه تکلیف نانوشته طرح درس های مختلف که هرچقدر می‌نویسم تمومی نداره!واقعا صبوری باید کرد… 🥹😌

      Reply
      • Asmaمی گوید:

        12 خرداد 1404 در 15:58

        خوندن تو فرجه ها ؟ این سوسول بازیا به ما نمی‌چسبه فقط خوندن شب امتحان با گفتن خب این که نمیاد این فصل هم خودم حذف میکنم و امان از صبح امتحان که با دو ساعت میانگین خواب میری و میبینی هیچی یادت نیست …🤣
        عالی بود 😘

  • Mola_loghatyمی گوید:

    12 خرداد 1404 در 13:45

    *فورجه یا فُرجه مسئله این است!* 🤔
    فرجه/forje/: امان، ضرب الاجل، فاصله
    فورجه: ۴+جه
    #ویراستار_دقت_کن

    • نازنین قاسمیمی گوید:

      12 خرداد 1404 در 16:02

      از شما بعیده سادات؛ حالا من یه شوخی کردم😄

      Reply
    • نازنین قاسمیمی گوید:

      12 خرداد 1404 در 21:05

      آفرین به این دقت،با وجود اینکه ویراستار خودم بودم و باعلم به اینکه میدونستم دوتاحالت داره اما بازهم طبق قرارداد این حالت رو قراردادم
      حالا ازتون دعوت میکنم اگر به ویراستاری علاقه دارید برای یکی از .آیدی های زیر پیام بذارید
      @mehdi_eilyati
      @nuzanin_gh

      Reply
  • محدثه السادات موسویمی گوید:

    12 خرداد 1404 در 15:23

    😂😂😂
    چه قلم دلنشینی نازنین جان
    من که کیف کردم😍❤️
    هم خندیدم و هم تلنگری بود

    • نازنین قاسمیمی گوید:

      12 خرداد 1404 در 16:00

      خداروشکر که مورد پسندت بوده،عزیزدل من 💚✨

      Reply
  • Motahareh Moradiمی گوید:

    12 خرداد 1404 در 20:22

    آفرین نازنین جان
    متنت عالی بود گل دختر ♥️
    فقط امیدوارم این فرجه‌ها اونقدر طولانی باشند که ما بتونیم علاوه بر درس، چند سریال هم ببینیم 😁ادامه بده، چون تو با نوشته‌هات امیدی تازه به دل تمام دانشجویان ناامید از امتحانات می‌کاری که تنها نیستن 😆

    • نازنین قاسمیمی گوید:

      12 خرداد 1404 در 23:08

      شما همیشه به من لطف داری عسل جان و قطعا خودت تو نوشتار عالی تر ازمنی.🥰اما اگه اینطوری حال دل شما خوب میشه حتما
      منتظر راند بعدی باش که قراره از واقعیت های شب امتحانی بگیم😄

      Reply
  • محراب اسفندیاریمی گوید:

    13 خرداد 1404 در 08:26

    قلم شما، ساده، روان و به زبان عامیانه است.
    و این سه عامل جذابیت هر متنی هستند.
    در کنار این موارد نگاه طنز شما هم به مسئله جالب است. به نظر میاد این ظرفیت در وجود شما هست که یک نویسنده خوب شوید. موفق باشید. استفاده بردم از مطلبتان. ممنونم

    • نازنین قاسمیمی گوید:

      13 خرداد 1404 در 09:55

      خداروشکر که مطلب ما از نظر شما روان بوده و تونسته انتظار مخاطب رو برآورده کنه.

      Reply
  • Nazanin Ghasemiمی گوید:

    13 خرداد 1404 در 13:45

    ولی از واژه ی طنز پرداز استفاده میکردین خوشحال تر میشدم 🙂
    آن کس است اهل بشارت که اشارت داند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *