ESC را فشار دهید تا بسته شود

برایِ وطن

نمیدانم باید برای رایان دو ماهه ،روضه‌ی علی‌اصغر بخوانم
یا برای زهرای سه ساله، روضه‌ی رقیه
یا برای سردار امیرعلی، روضه‌ی سردار کربلا…!
اما میدانم که فقط از صبح گریسته‌ام و گریسته‌ام…
گریسته‌ام برای مادر بارداری که تنها یک هفته به دنیا آمدن فرزندش مانده بود!
برای عروسی که بی داماد شده بود
برای تازه جوانی که سرباز بود
برای پیکر ارباً اربای صاحب علم
برای حاجی‌زاده
برای باقری‌ و سلامی‌ و سلیمانی‌ها
برای محیا و علی و زهرا ها
برای سر حسین و دست عباس و صبر زینب …
گریسته‌ام برای وطنی که از خون لاله‌هایش گلگون شده
وطنی که عزیز از دست داده و داغدار شده
اما چه باک!
وطن سر خم نکرده و نخواهد کرد
تسلیم نبوده و نخواهد شد
ایران بوده و ایران خواهد ماند
سرفراز بوده و سرفراز خواهد ماند
حال آنکه مالک اشتر زنده است
و وعده خداست « إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنْتَقِمُونَ »

نرگس ریزوندی

دانشجوی کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *