حتما تاکنون تعاریف گوناگونی از فضای جهنم و انواع آن شنیده اید. در این مطلب میخواهم با تصویر سازی ذهنی و مثالی، تعریف متفاوتی از جهنم ارائه کنم.
تصور
فرض کنید انسانی در حالیکه نه میتواند ببیند، نه ببوید، نه بچشد، نه بشنود، نه گوارشی دارد برای هضم غذا، نه دست و پایی دارد برای حرکت، هیچ کاری از او بر نمی آید. همینطور با همین جزئیات بر روی تختی افتاده یک سِرُم به او وصل است و با همین زنده است. چند ماه همین طور است امیدی بر شفایش هم نیست.
به شما بگویند برایش دعا کن چه دعایی میکنید؟ حتما می گویید خدایا خلاصش کن با مرگش.
اما لحظه ای صبر کنید، این حالت و وضعیتی که تصویر سازی کردیم قبلا همه ی ما بوده ایم در زندگی قبل از این دنیا در رحم مادر، در فضایی کوچک بودیم دست وپا به کارمان نمی آمد، چشممان نمیدید مزه حس نمیکردیم، گوش صدای نا واضحی میشنید و فقط با یک بند سِرُم زنده بودیم (بند ناف).
متوقف ماندن در مرحله ی قبل
فرض کنید کسی بدون رشد و تعالی و با همان حالتی که در رحم مادر بود بدون دیدن، شنیدن، سخن گفتن، مزه حس کردن و… به این دنیا می آمد و بقیه را در حالی که می توانند آن کار ها را بکنند درک میکرد، جهنم یعنی همین
خوب دقت کنید، آنچه که در دنیای قبل برای خودش زندگی محسوب میشد، در دنیای بعد نامش جهنم است.
یعنی ما همینی که در دنیا هستیم با این ویژگی های جسمی، روانی، روحی، ذهنی و فرضا از کیفیت زندگی بالایی نیز برخورداریم اگر در زندگی بعد از این دنیا باز هم همین باشیم میسوزیم از آتش حسرت، از این که بقیه را میبینیم چه کارهایی میتوانند بکنند چه لذت هایی می توانند درک کنند و ما نمیتوانیم. آتش این حسرت از میلیاردها سال نوری آتش فیزیکی، سوزاننده سوزان تر است.
جنین بی حس
این دنیا به مثابه ی دنیای جنینی ست که باید در آن دست و پا و چشم و گوش آخرتی خود را پرورش و رشد دهیم تا در دنیای بعد از جنینی بتوانیم ببوئیم، حس کنیم،بشنویم، راه برویم و هزاران کار دیگر.
درک جنس لذائذ و عذاب های زندگی پس از مرگ برای ما به مانند جنینی که داخل رحم مادر هست و درکی ندارد که دیدن یعنی چه؟ شنیدن یعنی چه؟ بوییدن یعنی چه؟
هر چه به او بگوییم در دنیای بعد قرار است ببینی، احساسات تجربه کنی، راه بروی، بچشی و… کتمان میکند گوید که رفته؟ و که برگشته؟
خداوند توفیق حاصل کند نه بخاطر دوری عذاب جهنم او را دوست داشته باشیم و نه بخاطر کسب لذت های بهشت.
او را برای خودش بخواهیم و به مقام رضا برسیم که اهل دین گویند: بالاترین لذتیست که میتوان در بهشت تجربه کرد. لذتی که ما مانند جنینی که نمیداند بوییدن گل یعنی چه؟ درکی از آن نداریم.
دیدگاه ها (2)
Ali Razmjooمی گوید:
12 شهریور 1404 در 12:31احسنت ، قلمی سرشار از معرفت
طاها ویسی ده مجنونیمی گوید:
12 شهریور 1404 در 16:32از منظر جالبی به موضوع نگاه کردید، بسیار زیبا و اثر گذار بود.🌹👌