ESC را فشار دهید تا بسته شود

فرصت ها در دل بحران ها

در زمان جنگ جهانی دوم فرماندهان انگلیسی خطاب به مردم گفتند که ما از شما خون، عرق و اشک می‌خواهیم، در واقع آنها می‌خواستند در آن شرایط بحرانی که به شدت در برابر دشمنان خود تحت فشار بودند، روحیه فداکاری و ایثار که ریشه در مردم انگلیس داشت را بیدار کنند و برانگیزند که حقیقتاً جواب هم داد. نمونه هایی بسیاری از این موارد را در اوضاع مختلف و در برهه های مختلف می توان مشاهده کرد که چاره ی کار در بیداری انسانیت دیده شده است.
به نظر میرسد که در دوران هرج و مرج، جنگ، آشوب، تورم و هر وضعیتی که از جامعه آرمانی و مطلوب و پر از صلح و صفا به دور است شرایط و امکان برای فداکاری و از خود گذشتگی، مهربانی و نشان دادن انسانیت فراهم نیست. البته این بدین معنا نیست که در شرایط مطلوب چنین امکانی وجود ندارد اما فرصت بسیار محدود است. لذا با این بینش شرایط نامطلوب می‌تواند یک فرصت برای معنا بخشیدن به انسانیت باشد، فرصتی باشد که به فطرت خود نزدیک‌تر شویم.
زمانی که به انسان‌های بزرگ تاریخ نگاه می‌کنیم، افرادی که مظهر انسانیت بودند، میبینیم که همگی آنها همچون مرواریدی در یک دریای خروشان و مهیب از دل یک شرایط نامطلوب بیرون آمدند و متولد شدند تا الگویی باشند برای تکاپوی ما در ورود به دایره ی انسانیت. شاید اگر آن شکنجه‌ها، آن فشارها ،آن تعصبات جاهلی نبود سلمان ها و ابوذرها هم نبودند. شاید اگر طاغوتیان زمان با آن ظلم‌ها و وطن فروشی‌هایشان نبودند، خمینی و بهشتی ها هم نبودند. شاید  اگر اسرائیل و آمریکا و کودک کشان زمان نبودند، سلیمانی و حججی ها هم نبودند تا آن ها را به عنوان خوبان عالم بشناسیم.
همگی آنها در تاریکی و طوفان چشم سر خود را بستند و چشم دل را گشودند تا دارای چنین جاذبه‌ای برای  خوبی‌ها و نیکی‌ها باشند.
بنابراین وجود شرایط نامطلوب را فرصتی برای تکامل خود بدانیم و قدردان باشیم، این فرصت‌ها را تا زمانی که خورشید عدالت طلوع نکرده و عالم را از تمام زشتی‌ها و بی‌عدالتی‌ها نزدوده است مغتنم شماریم و برای  به کمال رسیدن و ذره‌ای شبیه شدن به منجی عالم کوشش کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *