ESC را فشار دهید تا بسته شود

فریاد های ناگفته غزه در تضاد با شعار زن، زندگی، آزادی

در جهان مدرن امروزی که هر گوشه‌ای ندای “زن، زندگی، آزادی” شنیده می‌شود، گوشه‌ای دیگر از جهان، غزه، در سکوتی مرگبار و در میان ویرانی‌ها، شاهد فریادهایی است که شاید در هیاهوی شعارهای آزادی کمتر شنیده می‌شود. اینجاست که تضادی عمیق و دردناک دیده می شود؛ تضادی میان آرمان‌های جهانی برای کرامت زن و شعارهای حمایت گونه از زنان و واقعیت تلخی که زنان غزه هر روز با آن دست و پنجه نرم می‌کنند.
خب بیاین اول از همه ماهیت شعار “زن، زندگی، آزادی” بررسی کنیم.
خواسته‌ای برای حقوق برابر برای زنان، حق زندگی در صلح و امنیت، و رهایی از ستم و تبعیض را حمل می‌کند. اما گویا در غزه، این واژه‌ها معنایی متفاوت و گاهی تلخ‌تر به خود می‌گیرند. زنانی که خانه‌هایشان ویران شده، فرزندانشان در زیر آوار مانده‌اند، و هر روز با بیم و ترس زندگی می‌کنند، چگونه می‌توانند معنای “زندگی” را درک کنند؟ “آزادی” برای زنانی که در محاصره‌ای بی‌امان گرفتار آمده‌اند و حتی از حق اولیه تردد و دسترسی به نیازهای اساسی محرومند، چه مفهومی دارد؟
آیا می‌توان از آزادی و زندگی برای زنان در یک منطقه سخن گفت و چشم بر مصائب زنان در منطقه‌ای دیگر بست؟ آیا “زن، زندگی، آزادی” شعاری است برای همه زنان جهان، یا تنها برای زنانی که در چارچوب‌های جغرافیایی و سیاسی خاصی قرار می‌گیرند؟ آیا زنان غزه زن نیستن؟ زنان غزه در محرومیت نیازی های اولیه زندگی، فقدان امنیت و بهداشت برای بقای خود می جنگند.
در این میان شعار “زن، زندگی، آزادی” می تواند تلنگری برای جامعه جهانی باشد که گامی برای تحقق این آرمان برای تمامی زنان از جمله زنان غزه بردارد.
این تضاد وجدان های خوابیده را بیدار کند. این تضاد، ما را به تفکری عمیق‌تر وا می‌دارد؛ تفکری درباره معنای واقعی عدالت، حقوق برابر  و مسئولیت مشترک انسانی. تا زمانی که زنان در گوشه‌ای از جهان، از ابتدایی‌ترین حقوق انسانی خود محروم باشند، شعار “زن، زندگی، آزادی” در جای‌جای جهان، با   ابهام و پرسش همراه خواهد بود. بیایید به جای ندیدن، به گوش کردن فریادهای ناگفته بپردازیم و برای تحقق واقعی “زن، زندگی، آزادی” برای همه زنان جهان، گام برداریم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *