ما دانشجو معلم ها بیشتر عمرمان را در کلاسها میگذرانیم؛ شنیدن، نوشتن، پرسیدن و پاسخ دادن. اما جالب است که یکی از مهمترین کلاسهای زندگیمان همیشه و همهجا برپاست؛ نماز.
نماز مثل یک کلاس است؛ معلمش خداست، موضوع درسش آرامش، و شاگردش ما. در این کلاس، نیازی به تخته، جزوه یا امتحان کتبی نیست. کافی است دلت حاضر باشد. هر رکعت، فرصتی است برای تمرین صبر، امید و یادآوری اینکه در سختترین شرایط هم تنها نیستیم.
دانشجو معلم بودن یعنی پذیرفتن رسالتی بزرگ؛ قرار است روزی چراغ راه دانشآموزان باشیم. اما قبل از روشن کردن چراغ دیگران، باید یاد بگیریم چگونه چراغ دل خود را روشن نگه داریم. نماز همان چراغی است که هر بار با آن به خدا وصل میشویم و نیرو میگیریم.
اگر با دقت نگاه کنیم، نماز فقط یک واجب دینی نیست؛ یک تمرین تربیتی است. تمرین حضور، تمرین مسئولیتپذیری، تمرین وقتشناسی. همه چیزهایی که یک معلم موفق باید داشته باشد. شاید به همین دلیل است که در اسلام گفتهاند: «نماز ستون دین است.» چون همانطور که ستون، سقف خانه را نگه میدارد، نماز هم میتواند ستون شخصیت یک معلم باشد.
وقتی معلمی، پیش از تدریس هر درسی، شاگرد کلاس خدا شده باشد، نگاهش به زندگی، به شاگردان و حتی به سختیها متفاوت خواهد بود. او نه تنها علم، که ایمان و آرامش را هم به کلاس میبرد. شاید رسالت واقعی ما دانشجو معلمها همین باشد؛ یاد گرفتن در کلاس خدا و یاد دادن به کلاس دنیا.
دیدگاهتان را بنویسید