آرامآرام میآید، آنکه آمدنش رنگ و بوی خانهٔ مادربزرگ را بهاری میکند.
نزدیک میشود، خورشیدِ سوزان و به سفر میرود ننهسرمای داستانِ کودکیمان. هیاهو میشود، مغازهٔ گلفروشی با عطری که سنبلهایش دلربایی میکنند. بوی عید، فضای کوچه و خیابانهایمان را میپیماید و از کنار تُنگ بلورین کوچکِ نارنجیهای سفرهٔ نوروزیمان میگذرد. همه چیز رنگ نو به خود گرفته؛ از شوق در چشمان کودکان گرفته تا خانههایی که برای آمدن مهمانها تزیین شدهاند.
فردا، “یا مقلب القلوب و الابصار” بر لب عابران این خیابان جاری است.
عید است! جشنی باستانی میان ما ایرانیان که قدمتی بیش از ۳۰۰۰ سال دارد. نوروز نهتنها جشن زمان، بلکه پیوند دلهاست؛ فرصتی برای گشودن گرههای دیرینه، بازسازی محبتها و ترمیم زخمهایی که خاطراتِ گذشته به جا گذاشته است. هفتسین، نمادی از زندگی، امید و آرزوهاست. هر المان آن داستانی دارد؛ سیب که نشانهٔ زیبایی و سلامتی است، سبزه که نویدبخش تولدی دوباره است، سکه که یادآور ثروت و برکت است، و ماهیهای کوچک قرمز که سرزندگی را به زندگی ما دعوت میکنند.
این جشن باستانی، یادآور اصالتی است که سالها در جغرافیای فرهنگِ ما جاری بوده است؛ جلوهای از جادوی زندگی، امید و نو شدن.
چه زیباست وقتی خانوادهها دور هم جمع میشوند، دلخوریها را کنار میگذارند و عشق را میان خود به اشتراک میگذارند. نوروز، تنها یک جشن نیست، بلکه لحظهای از تفکر و بازنگری است؛ لحظهای که به ما میآموزد باید هر سال به یک نسخه بهتر از خودمان تبدیل شویم.
باشد که این بهار، پیامآور صلح، عشق و آرامش برای تمامی دلها باشد و نوروز بهانهای شود برای تکرار رحمت و بخششِ زیباییها. جشن نوروز فرصتی است برای قدردانی از نعمتها، احترام به طبیعت و ارتباط با ریشههایمان.
فرارسیدن نوروز باستانی، تجلی گاه زیبایی و بزرگی فرهنگ جاودان ایران زمین، بر تمامی ایرانیان فرخنده باد.
دیدگاه ها (4)
Mmمی گوید:
30 اسفند 1403 در 11:10عمق متن واقعا فوقالعاده بود
واقعا لذت بردم
نازنین قاسمیمی گوید:
30 اسفند 1403 در 13:18سال نو مبارک✨💚
H.mمی گوید:
30 اسفند 1403 در 16:52خیلی زیبا و دلنشین ساده و روان نوشتید
بهارمی گوید:
08 فروردین 1404 در 20:33چقدر عالی بود .متن شما مثله همیشه بی نظیر و دلنشین بود .❤️❤️❤️