امروز بیست و دومین روز از دومین ماه زمستان، یک روز خاص برای مردم کشور ایران است. آنها در این روز انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ موسوم به انقلاب اسلامی را جشن می گیرند.
ممکن است برای برخی سوال شود که اساسا ماهیت انقلاب چیست؟
انقلاب در حالت کلی به هرگونه حرکت دسته جمعی گفته می شود که منجر به دگرگونی و زیر و رو شدن گردد، حال این دگرگونی می تواند اقتصادی باشد، یا اجتماعی. سیاسی باشد یا صنعتی. که مقصود از انقلاب در این نوشته، انقلاب سیاسی است.
اما خب انقلاب ویژگی هایی دارد که آن را از سایر حرکت های دسته جمعی مانند کودتا و شورش جدا می کند.
کودتا: در انقلاب عنصر اصلی خود مردم هستند، در حالیکه در کودتا، کودتا چیان از پیکره قدرت حاکم برمی خیزند و پایگاه مردمی ندارند. مانند کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در ایران
شورش: حرکتی مردمی علیه حاکمیت به منظور نفی حاکمیت یا در اعتراض به موضوعی خاص است اما بدون برنامه ای برای آینده. شورشیان معمولا کاستیها را به افراد نسبت میدهند نه به نهادها و ساختهای اجتماعی از این رو هدف آنها معمولا از میان برداشتن افراد خاص است. نه تغییر کلان در ساختارهای اجتماعی مانند شورش جلیقه زرد ها در فرانسه علیه امانوئل مکرون
اما انقلاب:revolution حرکتی مردمی و بنیادین در جهت تغییر ساختار سیاسی، با محوریت یک رهبر همراه با خشونت داخلی است. که به سبب نارضایتی عمیق از وضع جاری و ترسیم یک وضعیت و ایدئولوژی مطلوب و تلاش در جهت رسیدن به آن اتفاق می افتاد.
نکته مهم در اینجا و البته از ویژگی های خاص انقلاب، طویل المدت بودن آن است به عبارتی دیگر، انقلاب نیازمند یک جرقه اولیه و سپس طی فرایندی است که ساختار حاکمه به طور کامل مغلوب ایدئولوژی جدید گردد. مانند انقلاب اسلامی ایران که با طرح ایدئولوژی جمهوری اسلامی و با شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی از سال ۱۳۴۲ آغاز شد و در سال ۱۳۵۷ به پیروزی رسید.
(موضوع ایدئولوژی و شعار انقلاب ها، موضوع مبسوطی است که اگر مجالی باشد، در آینده به آن خواهیم پرداخت)
هر انقلابی برای موفقیت نیازمند:
۱. پشتیبانی مردمی
۲. رهبری مدبرانه
۳. و برنامه یا ایدئولوژی برای آینده است.
اما بزرگترین و مهم ترین انقلاب جهان و می توان گفت مادر انقلاب های سیاسی، انقلاب فرانسه است. که در سال ۱۷۸۹ میلادی به وقوع پیوست.
انقلاب فرانسه (French Revolution) جریانی بود که کشور فرانسه را از سال ۱۷۸۹ تا ۱۷۹۹ میلادی با اتفاقات تکان دهندهای روبهرو کرد. سال ۱۷۸۹ شروع این جریان بود، به همین دلیل است که آن را با نام انقلاب سال ۱۷۸۹ میشناسند. نمیتوان فقط از یک دلیل واحد به عنوان زمینهی اصلی این انقلاب نام برد. در واقع عوامل مختلفی در طی سالها دست به دست هم دادند تا این تغییر بزرگ را در فرانسه به جود آورند.
نظام فئودالی، سوءمدیریت مالی و بسیاری عوامل دیگر باعث شده بود؛ مردم برای انقلابِ پیش رو آمادگی بیشتری داشته باشند. انقلاب فرانسه اعتراضی به قدرت مطلق پادشاه و امتیازات اشرافزادگان بود و بر برابری و آزادی تأکید داشت. این انقلاب در نهایت با خشونت و قتل عام و بعد از آن، با جنگ های ناپلئون و روی کار آمدن دوبارهی سلطنت همراه شد.
در خصوص انقلاب ها باید گفت که درست است همه انقلاب ها برای دست یافتن به یک ایدئولوژی مطلوب شکل می گیرند. و اکثریت آنها موفقیت آمیزاند. اما همه آنها در نهایت به اهداف ترسیم شده در ابتدای انقلاب نمی رسند یا اگر هم برسند، پس از مدتی از خود انقلابیون جزو دسته معترضان می شوند زیرا ایدئولوژی که در ابتدای انقلاب برگزیده بودند صرفا برای مقابله با نظام پیشین بود و پایه های قوی برای تاسیس یک نظام جدید را نداشت.
دیدگاهتان را بنویسید