ESC را فشار دهید تا بسته شود

بر تخته آسمان، با گچ جان نوشتند…

معلم، تنها یک واژه نیست؛ آیه‌ای است از کتاب آفرینش، سطری‌ست از مثنوی خلقت. معلم، نه فقط آموزگار واژه‌ها، که پاسدار روشنایی‌ست. او چراغی‌ست که خودش می‌سوزد، اما روشنی می‌بخشد؛ فانوسی که در تاریکی‌های نادانی و غفلت، راه می‌نماید.
روز معلم، روز بوسه بر دستانی‌ست که بوی گچ می‌دهند؛ بوی دلسوزی، بوی فداکاری، بوی آفتاب. اما در این روز، در کنار گچ و دفتر و کلاس، باید سری هم فرود آورد بر خاکِ سرخِ شهیدانی که معلمی را نه در کلاس که در میدان معنا کردند.
اینجا، جایی فراتر از مرزهای معمول آموزش است؛ جایی که تخته‌سیاه، سنگر شد، و دفتر مشق، وصیت‌نامه. جایی که شهدای دانشجومعلم، گچ را کنار گذاشتند و قلم را با خون امضا کردند. آن‌ها که نیمکت‌های دانشکده را با خاکریزهای جبهه عوض کردند، و “ایثار” را نه فقط تعلیم دادند، که تجسمش شدند.
عبدالمجید، تحسین، نورالله، عبدالرضا… این‌ها نام نیستند؛ طنین‌اند. پژواکی از ایمان و آگاهی. آن‌ها دانستند که گاه، معلمی در آن است که با تمام بودنت، درس بدهی؛ و چه درسی بالاتر از شهادت؟
آری، شهید معلم، درسی را آغاز کرد که پایان ندارد؛ نه در زنگ تفریح، نه در زنگ آخر، نه حتی در غروب زندگی. او از جانش گذشت تا شاگردانش، حیات را بفهمند؛ نه فقط زیستن را، که چگونه زیستن را.
بیایید در روز معلم، فقط به سرود و شاخه‌گلی اکتفا نکنیم. بیایید در دل‌هایمان، جایی باز کنیم برای آن‌هایی که در سطر سطر تاریخ، معلمی را معنا کردند با لبخندی که پشت سیم‌خاردار جاماند، و با نگاهی که از قاب عکس‌ها هنوز هم می‌پرسد:
“آیا چراغِ کلاس را روشن نگه‌داشتی؟”
سالروز شهادت استاد شهید مرتضی مطهری و روز معلم را گرامی میداریم 🌹

سالار کرمی

دانشجوی کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *