ESC را فشار دهید تا بسته شود

دانشجو معلمان تمدن ساز…

آن‌ها آمده بودند تا چراغی بیفروزند، تا مشق عشق کنند، تا واژه‌ی “معلم” را نه فقط در دفترهایشان، بلکه در جانشان حک کنند.
کلاس هنوز برپاست… اما صندلی‌هایشان خالی است. تخته‌سیاه هنوز واژه‌های نیمه‌تمامشان را بر خود دارد، گویی منتظر دستی است که آن‌ها را کامل کند. دفترهایشان بسته ماند، خودکارهایشان میان خطوط ناتمام، جا خوش کرد.
کلاس‌هایشان ناتمام ماند، کتاب‌هایشان ورق نخورده روی میز ماند، گچ‌هایی که می‌خواستند روزی با آن‌ها دانایی را بر تخته‌ی زندگی بنویسند، نیمه‌شکسته در دستان خاک جا گرفت. آن‌ها قرار بود چراغ راه دانش‌آموزانی باشند که با چشم‌هایی پر از امید به آینده نگاه می‌کردند، اما خود، پیش از طلوع اولین روز تدریس، به بلندای آسمان پرواز کردند.
آن‌ها دانشجو معلم بودند، معلمانی که هنوز رسماً معلم نشده بودند. اما مگر برای معلم شدن، تنها یک حکم کافی است؟ مگر عشق به آموختن، نیاز به مدرک دارد؟ آن‌ها زودتر از آنچه که تصور می‌کردند، معلم شدند، نه در کلاس‌های شلوغ، نه در میان تخته و گچ، بلکه در قلب‌های ما، در تاریخ این سرزمین .
آن‌ها معلم شدند، اما نه در کلاس‌های کوچک و میان دیوارهای مدرسه، بلکه در میان برگ‌های تاریخ، در دل‌های تک‌تک ما. آن‌ها اولین درسشان را با خونشان نوشتند، درسی که نامش “تعهد” بود، درسی که مضمونش “فداکاری” بود، درسی که امروز بر دوش همه‌ی ما سنگینی می‌کند.
آن‌ها رفتند، اما تخته‌ی سیاه هنوز بوی حضورشان را می‌دهد، نیمکت‌ها هنوز رد دستانشان را به یاد دارند، دانشگاهی که روزی مأمن رویاهایشان بود، هنوز صدای خنده‌هایشان را در گوشه‌گوشه‌ی دیوارهایش حفظ کرده است.
اما این پایان راه نیست…
ما مانده‌ایم، با سوگندی که در دل بسته‌ایم، با رسالتی که بر شانه داریم. ما ادامه‌دهنده‌ی راهی هستیم که آن‌ها آغاز کردند، راهی که با عشق به آموختن و جان‌فشانی برای دانایی هموار شد. ما در کلاس‌ها، در مدارس، در هر واژه‌ای که بر زبان می‌آوریم، نام نانوشته‌ی آن‌ها را تکرار خواهیم کرد.
به احترامشان، چراغی که آنان روشن کردند، هرگز خاموش نخواهد شد…
#کنگره_شهدای_دانشجو_معلم
#دبیرخانه_استانی_کنگره_ملی_شهدای_دانشجومعلم

سالار کرمی

دانشجوی کارشناسی رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان کرمانشاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *